مطلب جالبی بود. بخونیم بهش فکر کنیم.


برچسب‌ها: روزگار
+ نوشته شده در  93/09/27ساعت 8:48  توسط دل آرام  | 

یک وقتهایی که می آمدم می نشستم قرآن باز می کردم و هی می خواندم و می خواندم و اشک می ریختم، خدا هم دستهاش لای موهام بود، آن وقتها که هی به جان خدا غر می زدم تا شب از نیمه می گذشت، همان وقتها کسی را می خواستم که همراهم باشد.

بابت همین حس همیشه ی خدا یادم می ماند تنهایی و نبود یار چه مزه ی تلخ و گسی دارد.

شاید هم شور است.

اینطور وقتها که یادم به یاد آن روزها می افتد برای همه ی تنهایان سرزمینم، تنهایان دنیای خاکی دعا می کنم که روزی روزگاری یاری بهتر از هر آنچه که می خواسته اند بدهد.


برچسب‌ها: خدا
+ نوشته شده در  93/09/26ساعت 9:18  توسط دل آرام  | 

این صفحه فوق العاده است.


برچسب‌ها: قلاب بافی
+ نوشته شده در  93/09/25ساعت 17:24  توسط دل آرام  | 

جوری قبح دزدی ریخته شده که به خانم دزد میگن:"طفلکی!"


برچسب‌ها: همکار
+ نوشته شده در  93/09/24ساعت 15:24  توسط دل آرام  | 

رئیسمون داشت خیلی دور برمی داشت یه سری چیزها رو بهش یادآوری کردم که تند نره.

چیزی از زیر دستم در نرفت.

منتها بعید می دونم اصلاح بشه.

رئیس قبلی رو هر چی بهش هیچی نگفتیم پررو شد. این از الان دور برداشته. شیطونه میگه برم راپورت بدم بیان همه شون رو با دستبند ببرن. 4 روز دیگه شماها اسمشون رو جز اختلاس کننده ها ببینید. والا به خدا.


برچسب‌ها: همکار
+ نوشته شده در  93/09/24ساعت 14:34  توسط دل آرام  | 

مطالب قدیمی‌تر