آموکسی سیلین
یه ارباب رجوع داشتیم قبل عید صبح و طهر و شب زنگ می زد.
به قدری زنگ زده بود که اگه بدون نگاه کردن به شماره اش گوشی رو برمی داشتم هنوز "سین" سلام رو نگفته می گفتم آقای فلان کار شما هنوز به من ارجاع نشده!
دقیقا 14 فروردین زنگ زد.
بررسی کردم دیدم هنوز به ما ارجاع نشده.
اضافه کردم شما به جای اینکه مثه قرص آموکسی سیلین هر 8 ساعت یه بار به فلان بخش زنگ زده بودی تا الان نتیجه گرفته بودی! وقتی هنوز نفر قبلی کار زیر دستش مونده چه طور انتظار داری من بتونم کاری براتون انجام بدم؟؟؟
پ.ن: لازمه بگم که همکارم نیم ساعت پخش زمین شده بود و به آموکسی سیلین گفتن من می خندید؟
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ساعت 22:42 توسط دل آرام
|
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.