هوی طوری
به قول دوستی پسرهای امروزی تکلیفشان با خودشان معلوم نیست.
زنی می خواهند با حیا.
ولی مایلند همین زن با دکولته ی بدن نما وسط جمع مهمانها برقصد و خودنمایی کند.
جمع نقیضین؟
این دوتا با هم جمع می شود؟
معلوم نیست آمده اند عروسک بخرند که به همه نشانش دهند یا شریک زندگی می خواهند.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ ساعت 12:18 توسط دل آرام
|
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.