squash
ولی راستش این مدتی که تازه شروع کرده ام (از مهر تا کنون) به لذتی که قبلا برایم داشت نرسیده بودم.
امروز به سمیه گفتم به جای گیم زدن بیا درایو چرحشی بزنیم. تکنیکی تر می شویم و دستمان قوی تر می شود.
گفت اکی.
درایو چرخشی زدیم.
آی لذت داشت برامان. آی لذت داشت. راستش با اینکه تمرین سرعتی استقامتی است به نفس نفس نیفتادیم. ولی شُرشُر عرق می ریختیم.
عالی بود. عالی.
درایو چرخشی:
دو بازیکن در یک نیمه ی زمین می ایستند. یکی در روی خط تی و یکی پشت سرویس باکس.
نفر جلویی درایو می زند. نفر عقبتر جواب درایو را با درایو می دهد.
اگر همه ی توپها به انتهای زمین برسد و به شیشه برخورد کند، بازیکنی که عقب ایستاده به جلو می رود و نفر جلویی عقب می آید و در یک دایره جا عوض می کنند.
ولی اگر توپ را کوتاه بزنند جا عوض نمی کنند تا نفر جلویی ضربه ی بلند وقوی بزند و نفر عقب جواب دهد.
خلاصه اینکه هر چی شور و هیجان و تخلیه انرژی تو اسکواش شدیدتر باشه لذتش به صورت تصاعدی بیشتر میشه.
بعد حدود نیم ساعت انجام این تمرین سر تا پا خیس از زمین خارج شدیم و هر دومون معتقد بودیم تمرین فوق العاده ای بود. و خیلی لذت برده بودیم.
به قول سمیه : بعد از مدتها یه اسکواش واقعی بازی کردیم.
پ.ن:
این تمرین یه اشکال داره. احتمالا باعث کاهش سریع وزن میشه.
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.