جوجو
جوجو دیشب از درد ناله می کرد.
5 ساعت تو ماشین نشستن خیلی اذیتش کرده بود.
تا صبح پلک روی هم نذاشتم. تا خود خود صبح منتظر شنیدن صدای زنگ موبایلم بودم که بگه بلند شو برو سر کار.
خدایا آدم دردشو به کی بگه؟
چه قدر بشینم ببینم این بچه درد می کشه؟
دارم از پا میفتم.
خنده هاش رو می خوام ببینم.
اسکواش بازی کردنش
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۳۱ ساعت 8:1 توسط دل آرام
|
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.