نت
نت سرعت نداره.
فقط نشستم که اذون بگن.
معده ام الان تو دهنمِ!
نمی دونم چرا اینقدر بدنم ضعیف و درب و داغون شده تازگیا.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۲۶ ساعت 20:12 توسط دل آرام
|
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.