توت
"چه معنی دارد زندگی وقتی من و تو را سر راه هم قرار نمی دهد" میشه کفر گفتن؟ بیشتر شبیه یه نوع اعتراضه. یعنی حلقمون رو ببندیم و توش چوب پنبه کنیم بگیم همه چی آرومه. من چه قدر خوشبختم؟؟؟؟؟؟؟
حرفایی می زنید تو دکه ی هیچ عطاری پیدا نمیشه خدا وکیلی!
امروز به کار ثواب کردیم از هر کاری بهترتر!
یه دوست شیرازی دارم تهران تنهاست. با شوهرش دوتایی هستن و خیلی دوست داره با هم بریم بیرون. در یک حرکت انتحاری دیروز بهش اس ام اس دادم فردا بهت اس ام اس می زنم با هم بریم بیرون.
صبح ساعت 10 مطهره بهش زنگ زد ما داریم میایم سمت خونه تون! آماده شو بیا سر کوچه!
بالطبع من پشت فرمون بودم و مطهره باید بهش زنگ می زد. رفتیم دنبال سنا و بعدش دنبال مرضیه و بعدش پارک جوانمردان.
عجب توتهایی داشت. توت کَن معرف حضور همه هست. یه جا تو ماشین خالی داشتیم. ولی جای شماها خالی نبود. جای یکی خالی بود که بره بالای درخت و اساسی درخت رو بتکونه! یه آقا.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۲۷ ساعت 14:33 توسط دل آرام
|
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.