حال یه بچه ی دو ساله رو دارم که شیرین ترین شکلات و خوشمزه ترین شکلاتی که تو عمرش خورده توی دست بابای دو متری اش دیده و باباش حواسش بهش نیست که شکلات رو بهش بده.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۲۷ ساعت 23:49 توسط دل آرام
|
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.