ادامه:

من خون خدا، شگوه بسم اللهم

گوینده ی "لا اله الا اللهم"

در سینه اگر محبت من داری

ارباب نخوان مرا، که عبداللهم


گفتی به من ارباب! خطا گفتی تو

شرمنده شدم ز دوست، تا گفتی تو

من بنده ام و تمام من جز این نیست

شرک است به بنده ای "خدا" گفتی تو


غافل تو ز لا اله الا اللهی

هرگز به حریم "او" نداری راهی

در وادی شرک می روی، گمراهی

در عشق، اگر شدی حسین اللهی


پ.ن: ادامه دارد