سکوت کنید به احترام زمستان
یک وقتها دلت یک آرامش کوچک می خواهد.
همه جا آرام باشد
خانه
محل کار
خیابان
کوچه
و بی وقفه برف ببارد و زشتی ها را بپوشاند.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۰/۱۶ ساعت 8:50 توسط دل آرام
|
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.