تمرین سخت
مدتی است مربی ام با من تمرین نمی کند .
وقت نمی کند من هم کلا برنامه باشگاه رفتنم نظم درستی ندارد که بنده ی خدا بتواند برنامه ای به من بدهد . 2 سال است که اینطور است .
کار و درس و ورزش و خانواده و ... همه شان با هم سخت کنار می آیند .
برای اینکه جبران تمرین نکردنهایم را کرده باشم یک تمرین سخت به خودم دادم .
درایو فورهند روی درایو یک کراس و بدو بدو به سمت دیگر زمین برای دریافت کراس . دریافت کراس و تبدیل آن به درایو بک هند و روی درایو بک هند یک کراس و همین طور به تناوب ادامه دادم .
ساعت 7 که از زمین بیرون آمدم 15 دقیقه نشستم تا تنفسم معمولی شد . رنگم ولی قرمز بود .
خوش گذشت.
مصرف انرژی خوب است . حال آدم را سر جایش می آورد . تازه تمرین تمام که می شود می خواهی از نو و با انرژی زیاد هزار هزار کار دیگر هم انجام دهی . ساعتها پیاده روی کنی و از خوشی جیغ بکشی .
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۱۴ ساعت 9:15 توسط دل آرام
|
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.