یک توضیح
پست قبل شاید سو تفاهم ایجاد کرده باشد .
قصد توهین به هیچ کسی را نداشتم و ندارم .
بحثی بود توی یک جمعی حدود 10 سال پیش توی دانشگاه ، کارشناسی که می خواندم . گفتم من قبول ندارم بنیاد شهید بیاید رتبه بخرد برای بچه های شهید و جانباز . باید اینقدر این بنیاد این بچه ها را توانمند کند که خودشان با بنیه ی علمی قوی خودشان بهترین جاها قبول شوند که وقتی رفت دانشگاه همه نگویند خنگ است خوب سهمیه داشته و اینها .
در واقع بنیاد شهید با رتبه خریدن کار خودش را راحت کرده . صورت مسئله را پاک کرده که هم دهن خانواده های شهدا و جانبازها را ببندد بگوید من برایتان کار کردم هم اینکه کاری نکرده باشد .
در واقع اینقدر در طول این سالها با خانواده های این قشر انواع و اقسام برخوردهای نادرست و ترحم آمیز و مزخرف انجام شده که اگر بخواهیم خوب بهشان نگاه کنیم آسیبهای زیادی متحمل شده اند که نتیجه تصمیم گیری های غلط بوده .
جامعه شناس و روانشناس هم نیستم که بخواهم این طور مسائل را تحلیل کنم یا نقد کنم ولی اساس برخوردها همیشه غلط بوده و هست .
ابتدا ایجاد فضای ترحم آمیز ، بعد ایجاد جو علیه این تیپ خانواده ها که خیلی بهشان رسیدگی می شود و در نهایت این دیدی که الان به این تیپ آدمها هست .
رسما معذرت می خواهم اگر نوشتار قبلی باعث رنجش خاطر شما شد یا توهین به شما شد .
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.