نذر کرده
همیشه می گن یه سوزن به خودت بزن یه جوال دوز به مردم !
من اگه جواب رد بدم زنگ می زنن می پرسن چرا آخه ؟
پسر خوبیه ها !
حالا ملاکهای خوبی که ذکر می کنن چیه؟
باباش رئیس قطارهای ... یه کارخونه ... داره خیلی پولدارن ها ! خیلی خیلی زیاد !
چرا گفتی نه ؟
محض رضای خدا گفتم نه . خوشم نمیاد که گفتم نه . مگه همه چی پوله ؟ من با کارخونه ی باباش چیکار دارم؟ یعنی می گید منتظر بمونم باباش سرشو بذاره زمین بمیره بهم ارث برسه ؟ واااا چه حرفا !
پسره خودش هیچی نیست من نه از تحصیلاتش خوشم میاد نه از شغلش نه از اعتقاداتش نه از مواضع سیاصـــ.ی اش برم بگم بله بعدش خودمو با پول و پله ی باباش سرگرم کنم یه وقت چشمم به جمال آقا روشن نشه ؟
پول رو می رن برا کسی مطرح می کنن که پول ندیده باشه . نه بابام ندار بوده که له له پول بزنم نه خودم حقوقم کم بوده که حسرت پول داشته باشم.
مگه آدم خریدنیه ؟
مگه قیمت من اندازه یه کارخونه ی درپیت بابای توئه آخه ؟
نمی خوامت .
حالا مگه تو مغزشون می ره؟ می گه حالا اگه نظر دخترتون عوض شد زنگ بزنید .
عمرا اگه نظرشم عوض بشه زنگ بزن نیست این دختر مغرور.
پ.ن :
حالا فک نکنین مکالمه بالا انجام شده . جوابهایی که من دادم به مامانم و خواهرم گفتم . مامانم تو جواب گفته دخترم خوشش نیومد .
به مامانم گفتم می گفتی دخترم نذر کرده با یه آدم غیرپولدار ازدواج کنه عقلش پاره سنگ داره .
:))
یک وقتهایی یک حرفهایی روی دل آدم می ماند حرفهایی که دلم می خواهد سر بگذارم روی شانه یک شنونده صبور و برایش تعریف کنم و او هم با سکوتش و سر تکان دادنش مرهمی باشد روی دلم ، کسی که سنگینی حرفهایم کمرش را خم نکند . این حرفها را باید زد . اگر بماند روی دل آدم مثل مرداب می گنداند دل آدم را، می خواهم دلم پاک بماند و زلال . دلم می خواهد بنویسم تا دلم آرام بشود.