خونه مون آسانسور نداره و ما طبقه ی دوم هستیم .

عمق فاجعه دقیقا همین جاست .

ده تا پله از حیاط به ورودی راه پله ها و حدود بیست تا پله تا طبقه ی دو . در واقع می شه گفت یه همکف داریم و یه طبقه بالای همکف که ما هستیم .

برای بالا رفتن از پله ها نمی تونن ویلچر رو ببرن بالا . برا پایین آمدن با ویلچر میارنم پایین . ولی برا بالا رفتن ؟!

می شینم روی پله ها عقب عقب می رم بالا .

برا دستشویی باید برم توالت فرنگی .

توالت فرنگی هم طوری نیست که بشه همه جا رفت . 

پام رو نمی تونم و نباید روی زمین بذارم . و باید بالا بذارمش ، آویزون نباید باشه . خون نباید توش جریان پیدا کنه . خون نباید توش لخته بشه . آمپول ضد لخته می زنم هر شب . 

اگر بهم بگن بیا بریم بیرون عزا می گیرم .

هم برا پله ها ، هم برا دستشویی هم برا هر جا به جایی و حرکتی که بخوام با عصا بکنم .

دیروز عصر رفتم دکتر پانسمان پام رو عوض کرد . آتل پام تا بالای زانو بود . یعنی عملا زانوی من 11 روز بود خم نشده بود . 

دکتر آتل رو کوتاه کرد تا زانوم خم بشه و گفت با زانوت کار کن . در واقع به خاطر نازک نی پام که نزدیک زانو شکسته بود اینجوری بی حرکت گذاشته بودش تا جوش بخوره . 

دیشب اگه کسی دست پام می زد یا خودم پامو حرکت می دادم دادم می رفت آسمون . تمام تاندونهای پام ماهیچه های درگیر اطراف زانو در حد مرگ درد می کرد . الانم وحشت دارم زیاد زانوم رو خم و راست کنم . خیلی یواش تکونش می دم . 

چند ماه با این پا داستان دارم .